احمد بن محمود ( معين الفقراء )

47

تاريخ ملازاده ( فارسى )

گفت : صدر ديرست تا ايستاده است ، خواجه فرمودند : كفارت شود آن را كه مردمان پيش ايشان مىايستند ، رحمهما اللّه ، هو المروزى اصلا و البخارى ولادة و دارا . مورخ معتبر معتمد كه از علماء خوارزم بوده است ، در مناقب اين صدر چنين گفته است كه : دين و دنياى او معمور و موفور بود و علم و همت او در درجهء اعلى و مناقب عليه و فضائل سنيه و همت رفيعه كه او را بود ، در عهد ما هيچ احدى را نبود ، و من به بخارا رسيدم ، و والد بزرگوار الامام الشهيد عمر بن عبد العزيز مرا ضيافت كرد ، و او در مقام خدمت بود ، جوانى تر و تازه ، حسن الوجه و القد ، و عادت او چنان بود كه صلوة خمس را به جماعت اداء كردى ، و چون ماه رمضان رسيدى ، شش يا هفت يا ده بنده آزاد كردى ، و بقراءت قرآن [ هر ] روزى ختم [ گرفتى ] تا رمضان تمام گشتى ، با وجود كثرت اشتغال و چون عيد قربان شدى ، صد گوسفند از براى نفس خود و اهل بيت ، و ده فراخشاخ « 1 » قربان كردى بدست خود ، و نهصد گوسفند ديگر بمنازل علماء و فقهاء و فقراء و صلحاء فرستادى ، به جهت قربانى محبتى و ميلى عظيم داشت باهل صلاح و ديانت و صيانت ، و اعتقادى صحيح و بليغ در حق ايشان ، و تبرك و تقرب بايشان بردى للّه و فى اللّه . و گويند دخل او هر سال از اسباب او صد هزار دينار بودى ، همهء محصول را نفقه كردى و هيچ چيز ذخيره نكردى ، و اگر كسى ذخيره كردى ، او را عيب كردى ، و گويند او را مرضى واقع شد ، ده هزار دينار صدقه كرد ، كه معلوم و ظاهر بود ، و مبلغ ديگر در سر و خفيه صدقه كرد ، رحمه اللّه . ابى المفاخر عمر بن الصدر الكبير المقدم و المجتهد المعظم برهان الملة و الدين نعمان الثانى بحر المعانى عبد العزيز بن عمر بن مازة عبد الله بن سهل بن عمر بن محمد بن فضل بن عبد الله بن عبد الرحمن بن مسلم بن ابى بكر سالم ، ذى الرياستين ، كريم الطرفين بن عبد الله بن عمر بن الخطاب رضى الله عنهم

--> ( 1 ) - فراخشاخ ، قوچ كلانسال است ، كه تا كلانسال نباشد فراخشاخ نشود ، و دريغست كه ضبط لغوى ندارد .